اسرائیل ،مردم و سرزمینی که نباید نابود شوند.
مقدمه
آن موضوعی که بیشترمرا به نوشتن این نوشته ترغیب کرد باب 12 کتاب پیدایش آیه 3 بود خداوند در آنجا به ابراهیم میگوید : برکت خواهم داد به کسانی که تو را برکت دهند و لعنت خواهم کرد کسی را که تو را لعنت کند و همه ی طوایف زمین به واسطه ی تو برکت خواهند یافت.و در کتاب اعداد باب 22 تا 25 بود .
خداوند در باب 1 پیدایش آیه 28 برکتی آدم و حوا از دست دادند و دگر بار به واسطه ی ابراهیم و پس از انان قوم خدا جهانیان را برکت خواهد داد.
خداوند در باب 1 پیدایش آیه 28 برکتی آدم و حوا از دست دادند و دگر بار به واسطه ی ابراهیم و پس از انان قوم خدا جهانیان را برکت خواهد داد.
و به ابراهیم و موسی وعده میدهد که به قومشان برکت میدهد و هرکس آنها را لعن کند ملعون خواهد شد. این در حالیست که صدها میلیون مسلمان از ایران و بسیاری کشورهای خاورمیانه از دشمنان اسراییل و قوم خدا و یهودیان هستند و بر طبق وعده ی خدا تمام لعنتهایی که برای اسراییل میفرستند به خودشان بر میگردد . در واقع قسمت اعظمی از مشکلات خاورمیانه و روحلعنت و جنگ دلیل آن وعده ی خدا به ایراهیم است . و هدف بزرگم این است که برای هیچ قوم یا انسانی نباید لعنت فرستاد مخصوصا قوم اسراییل . چون این قوم ، قوم خداست . این موضوع بسیار جدی است و نیاز به دقت زیاد دارد و باید مورد توجه باشد. این موضوع اگر با دثت پیش رود قطعا جلوی بسیاری از جنگها گرفته میشود و صلح به خاورمیانه بر میگردد دشمنی ها تمام میشود.
اما این شیطان است که از این موضوع بهره میبرد اوام را بر ضد قوم خدا تحریک میکند . و وظیفه دانستم که این نوشته ی مختصر را در مورد این موضوع خیلی مهم بنویسم.
آیا دشمن اصلی بشریت اسرایِیل است؟
یهودیان چه ارتباطی با آینده ی ما دارند؟
دشمنان اسرایُیل
ایرانیان هر ساله تحت تاثیر جمهوری اسلامی در روز قدس پرچم اسراییل را به آتش میکشند و روی پرچم اسراییل راه میروند و آرزوی مرگ مردم و نابودی سرزمین اسراییل را میکنند . و در مدارس تاکید آموزش ها بر این نکته است که اسراییل باید نابود شود .
فلسطینیان در کلاس سوم ابتدایی این سرود را میخوانند
قسم میخورم که با خون خود
زمین را سخاوتمندانه سیراب خواهم کرد
آنهایی را که سرزمین را تصاحب کرده اند محو کنم
و باقیمانده ی غریبه ها را نابود سازم
قسم میخورم که با خون خود
زمین را سخاوتمندانه سیراب خواهم کرد
آنهایی را که سرزمین را تصاحب کرده اند محو کنم
و باقیمانده ی غریبه ها را نابود سازم
در بسیاری از آموزه های تحصیلی در ایران این موضوع بیان میشود که اورشلیم یک سرزمین فلسطینی است و پایتخت فلسطین است . و مکانهای مقدس آن قبه الصخره و کلیسای مقبره مقدس و مسجدالقصی است.
و در بسیاری از نقشه های جغرافیایی که در مدارس تدریس میشوند حیفا و یافا و اورشلیم را به عنوان شهرهای فلسطین عنوان میکنند.
و باتوجه به این اتمسفر پر از خشونت و دروغ پراکنی حکومت ها نفرت به اسرایُیل و سرزمینهای آنها هر روز بیشتراز پیش میشود. مزید بر این موضوع فرهنگ خون خواهی در اسلام و شهادت و وعده ی بهشت برای قاتلین نیز وجود دارد .شهادت در اسلام مثل پاداش اضافه است و خون ریزی آنها جدای از مساِیُل انسانی یک مسِله ی دینی نیز هست که سبب شده بیشتر تشنه ی از بین بردن اسرایُیل شوند و از طرفی هم انسانهایی که از دست میدهند را شهید مینامند و فکر میکنند که خدا برای آنها پاداش تعیین کرده و تصور میکنند که آنها برای خدا میجنگند .
اما حقیقت چیز دیگری است و در واقع آنها در مقابل خدا میجنگند و در مقابل خدا کشته میشوند.
اما حقیقت چیز دیگری است و در واقع آنها در مقابل خدا میجنگند و در مقابل خدا کشته میشوند.
در واقع فلسطینیان مهره های یک بازی هستند و از طرف بسیاری از کشورها مخصوصا ایران موردتحریک قرار میگیرند و چیزی جز جنگ با خدا و قوم خدا و لعنت خدا و از بین رفتن برکت ها و آوارگی و جنگ نصیبشان نخواهد شد.
واقعیتها و تاریخ سرزمین وقوم اسرایُیل و سرگذشت آنها:
اولین سند و نمونه ی نوشتاری به زبان عبری بر یک لوح گلی مربوط به زمان پادشاهی داود از هزار سال پیش از میلاد موجود است.و پرفسور گرشون گالیل از دانشگاه حیفا آنرا رمزگشایی کرد .
در حقیقت یهودیان از معدود اقوام خاورمیانه بودند که چیزی شبیه به یک دولت داشتند؛ در زمان پادشاهی شاِئول داود و سلیمان و کسانی که بعد از آنها کسانی که بین قرن یازده تا هفتم قبل از میلاد پادشاهی کردند.
سرزمین پادشاهی اسرائیل به پایتخت اورشلیم تا قرنها ادامه داشت.تا پیش سال 930 قبل از میلاد که این سرزمین به دو پادشاهی تقسیم شد:
یکی پادشاهی یهودیه که پایتختش اورشلیم بود. درجنوب کرانه ی باختری
و دیگری پادشاهی اسرایُیل در شمال کرانه ی باختری .
یکی پادشاهی یهودیه که پایتختش اورشلیم بود. درجنوب کرانه ی باختری
و دیگری پادشاهی اسرایُیل در شمال کرانه ی باختری .
تقریبا از 1300 قبل از میلاد تا 100 سال بعد از میلاد به مدت 1400 سال یهودیان اکثریت جمعیت این منطقه را تشکیل میدادند. و اسرایُیل به عنوان دولت مستقل در سالهای 100 قبل از میلاد تا 600 قبل از میلاد یعنی تقریبا 400 سال وجود داشت.
بین سالهای 70 میلادی تا 130 میلادی امپراتوری روم تلاش فراوانی کرد ساحل شرقی مدیترانه را کاملا از یهود و یهودیت عاری کند. سال 70 میلادی معبد را از بین برد .سال 130 میلادی هم آخرین شورش یهودیان علیه روم را کاملا سرکوب نمودند. از آن زمان تا امروز یهودیان در تمام دنیا پراکنده شدند.
با این حال یهودیان هرگز به طور کامل این سرزمین را ترک نکردند . در قرن هفتم میلادی ایرانیان و یهودیان در مقابل روم شرقی شورش کردند. از درستی آمار و ارقام اطلاعی در دست نیست اما هرچه هست صحبت از جمعیتی بزرگ از یهودیان است.
اعراب مسلمان در قرن هفتم میلادی این منطقه را اشغال کردند و از همان زمان یهودیان را از دعا وعبادت در کوه معبد منع کردند. اما یهودیان همچنان در این سرزمین زندگی میکردند.
بدترین زمان برای یهودیان زمان تفتیش عقاید در مسیحیت و اروپای مسیحی بود که به شدت مورد آزار و اذیت و قرار میگرفتند. به عنوان مثال بسیاری از یهودیان از سال 1490 به بعد از اسپانیا به قسطنطنیه پایتخت اسلام گریختند ؛ به همین ترتیب برای یهودیانی که در سرزمین قدیمی خود زندگی میکردند سخترین زمانها بود.
در سال 1099 سپاه صلیبی اورشلیم را فتح کرد و شش هزار یهودی به کنیسه ها پناه بردند و آن سپاهیان کنیسه ها را با تمام کسانی که در آن بودند آتش زدند .
پس از آنکه صلاح الدین ایوبی اورشلیم را فتح کرد وضع یهودیان کمی بهتر شد و بسیاری از یهودیان به آن سرزمین بازگشتند.
اما نکته ی مهم این است که قوم یهود خودش سرزمین خودش را بنا نمود و هزار سال قبل از مسیح کشوری مستقل پدید آورد .و همواره قوم یهود در آن منطقه زندکی کرده است .و اورشلیم همواره پایتخت سیاسی آنان بود. از زمان داود اورشلیم همواره مرکز مذهبی یهودیان یود حتی زمانی که آنها در سراسر دنیا پراکنده شدند. یهودیان در تمام مدتی که پراکنده شدند در تمام منازل و کنیسه هایشان این دعا را تکرار میکردند که" سال دیگر در اورشلیم" و هرگز هویت آنان با این سرزمین تضعیف نشد. زمانی که یهودیان کوچکترین فرصتی یافتند صدها هزار بلکه میلیونها تن از آنان به سوی اسرایُیل رهسپار شدند و به خود میگفتند "شاد باید بود اینک رهسپار خانه ایم".
و تماما به این معناست که از لحاظ سیاسی و از لحاظ تاریخی آن خاک متعلق به قوم یهود است.
اما نکته این است که اسرایُیل چرا برای ما اهمیت ویژه دارد.
پولس رسول در تمام عمر نامش شایُول بود ققط زمانی خود را پولس مینامید که با رومی ها رومی میشد و با یونانی ها یونانی . پولس رسول میگویید آنها اسراییلی هستند و فرزندخواندگی، جلال عهد ها ،ودیعه ی شریعت ،عبادت در معبد و وعده ها همه از آن ایشان است .رومیان 9:4
و خداوند به زبان نبی خود ارمیا در کتاب ارمیا 31:31 از عهد جدید صحبت میکند و عنوان میکند که عهدجدیدی که مسیح بست عهدی است که خدا با اسرایُیل بست نه با کلیسا و این وعده ی خداست برای اسرایُیل و غیر یهودیان زمانی میتوانند شریک شوند که آنها هم جزوی از اسرایُیل شوند.در واقع عهد جدید و ایمانداران آن که مسیحی نامیده میشوند جزوی از قوم اسرایُیل هستند و چون جزوی از قوم اسرایُیل هستند قوم خدا خوانده میشوند.
پولس در باب دوم افسسیان به شکل مفصل این موضوع را میگوید و میگوید مسیحیان غیر یهودی با یهودیان یکسان هستند و انسانی نو هستند. میگوید شهروند سرزمین مقدس هستند و عضوی از خانواده ی خداوند و تماما همه یک هیکل معبد مقدس هستند.
و در نامه رومیان 11:17 از اسرایُیلی شدن غیر یهودیان با ذکر مثال درخت زیتون و پیوند زدن آن شرح میدهد.
و مثال ها و سندهای بسیاری وجود دارد که در این مجال نمیگنجد اما این نکته مهم است که بدانید تمام ما فرزندان ابراهیم و فرزندان اسرایُیل هستیم و سرزمین مقدس سرزمین مقدس ما هم هست و برای ماهم ارزشی والا دارد.
و در نامه رومیان 11:17 از اسرایُیلی شدن غیر یهودیان با ذکر مثال درخت زیتون و پیوند زدن آن شرح میدهد.
و مثال ها و سندهای بسیاری وجود دارد که در این مجال نمیگنجد اما این نکته مهم است که بدانید تمام ما فرزندان ابراهیم و فرزندان اسرایُیل هستیم و سرزمین مقدس سرزمین مقدس ما هم هست و برای ماهم ارزشی والا دارد.
جای سرزمین اسراییل در این نقشه کجاست
اما با توجه به هدف خداوند و عهد جدید خدا و اسراییلی شدن تمام مسیحیان و اینکه معبد و جایگاه روح خدا در درون هر ایمان دار است کمی این سوال مطرح میشود که جای سرزمین اسراییل در این نقشه کجاست.
خداود تقریبا چهار هزار سال پیش زمانی که ابرام و سارای را صدا زد کاری را شروع کرد و اما هنوز کار و نقشه ی خداوند با اسراییل تمام نشده است و برای درک آن باید کمی در مورد آینده خودمان بهتر بدانیم و بدانیم خداوند در مورد آن چه میگویید. البته خیلی چیزها ناگفته مانده مانند زمان دقیق حوادث اما آنچیز که نمیتوانیم منکر آن بشویم این است که آینده ی همه ی انسانها با اسرایِیل و اسرایُیلیان و و اورشلیبم گره خورده است.
خداود تقریبا چهار هزار سال پیش زمانی که ابرام و سارای را صدا زد کاری را شروع کرد و اما هنوز کار و نقشه ی خداوند با اسراییل تمام نشده است و برای درک آن باید کمی در مورد آینده خودمان بهتر بدانیم و بدانیم خداوند در مورد آن چه میگویید. البته خیلی چیزها ناگفته مانده مانند زمان دقیق حوادث اما آنچیز که نمیتوانیم منکر آن بشویم این است که آینده ی همه ی انسانها با اسرایِیل و اسرایُیلیان و و اورشلیبم گره خورده است.
خداوند فرزندان ابراهیم را فرزند خود میداند و آنها را قوم خود میداند و در اشعیا 49:15 به زیبایی میگویید: آیا زن بچه شیرخواره خود را فراموش کرده ؛ بر پسر خویش ترحم ننماید اینان فراموش میکنند اما من تورا فراموش نخواهم نمود.
ودر یوحنا 4:22 میفرماید نجات از یهود آغازمیشود.
ودر یوحنا 4:22 میفرماید نجات از یهود آغازمیشود.
و دراشعیا 2:1تا 4 میفرمایید در آینده شروع نجات از صهیون است .خداوند برنامه ی خاصی برای سرزمین اسرایِیل دارد و داشته و قطعا نقشه ی نجات با آن گره خورده است.
خداوند در کتاب مقدس در اشعیا 2 میفرمایید آنگاه که خداوند بین قومها داوری خواهد کرد و عدالت را برای خیلی از قومها عملی خواهد نمود برروی صیهون. این صلح زمانی پیش می اید که تمام قومهای زمین به طرف صیهون حرکت کنند تا به تورات گوش دهند.
در کتاب زکریا باب 14 خداونند میفرماید هر کدام از قبایل زمین که به جهت عبادت یهوه صبایوت پادشاه بر نیایند،بر ایشان باران نخواهد شد.
خداوند عهدی با داود بست و قول داد که خاندان او و کرسی او تا ابد باشد و در دوم سموییل باب 7 و مزامیر 89
و در تمام این مسایل این وقایع بسیار غظیمی است که تمام این نقشه ی بزرگ ازبرکت ابراهیم است و پادشاهی داود.
و در تمام این مسایل این وقایع بسیار غظیمی است که تمام این نقشه ی بزرگ ازبرکت ابراهیم است و پادشاهی داود.
برکات همراه اسراییل و دوستان اسراییل است.
پیدایش باب 12
اولین بار خداوند به ابراهیم چه گفت که قرار است ما از آن گفته برکت بیابیم و خداوند به ابراهیم گفت از ولایت خود و مولود خویش ئو خانه ی پدر خود به سوی زمینی که به تو نشان دهم بیرون شو و از تو امتی عظیم پیدا کنم. و تورا برکت بدهم و نام تورا بزرگ سازم و تو برکت خواهی بود و برکت دهم به آنانی که تورا مبارک خوانند و لعنت کنم به ان کسی که تورا ملعون خواند. و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافتد .
در حزقیال باب 36 و باب 37 خداوند بار دریگر آینده وگره آن با اسرایُیل را عنوان میکند.
قومهای اطراف سرزمین خدا غصب کردند و شهرها را ویران کردند و دره ها بیابان شدند.ولی خدا بر آن نیست که این را تحمل کند .سرزمین دوباره سرسبز خواهد شد و خداوند اجازه خواهد داد که قومش دوباره برگردند. بعد از بازگشت به سرزمین من اجازه خواهم داد که روح من در شما قرار بیرد و شما طبق قوانین من قدم بردارید.
و سپس مسیح خواهد آمد و آن موقع به عنوان پادشاه واقعی قوم به آن سرزمین یعنی اسراییل خواهد آمد.
مسولیت ما
ما به عنوان یک قوم و یک فرد حق انتخاب داریم و باید بدانیم که بر اساس اشعیا 60 همه اقوام شفا از برگ درخت نمیگردند.
زیرا هر امت و مملکتی که تو را خدمت نکند تلف خواهد شد و آن امتها تماما هلاک خواهند گردید. تو در اینجا اشاره به اورشلیم دارد.
فلسطین از کجا آمده
تنها زمانی که فلسطینیان سرزمینی شبیه به یک کشور داشتند در سالهای 1922 تا 1948 بود که تحت قیومیت انگلیسی ها قرار داشت . در طی این مدت هم یهودیان و هم اعراب شهروندان فلسطینی شناخته میشدند اما هیچ یک از این دو قوم خود را از نظر فرهنگی فلسطینی نمیدانستند.آنها خود را یهودی و عرب میدانستند.
حتی کلمه ی فلسطین نیز کلمه ی غربی است . در سال 135 میلادی قیصر رومی به نام هادریانوس یک ورش یهودی را در هم کوبید و بعد از آن اسم آن منطقه را که منطقه ای به نام یهودیه یا پودین بود را به اسم فلسطین سوریه تغیر داد و اورشلیم را آیِلیاکاپیتولینا نامید.
شیطان دشمن خدا و خواست او در مورد اسرایُِیل
نکته ی مهم بر اساس تمام آیات ذکر شده و آیات زیادی که ذکر نشده این است که هدف خداوند این
است که تمام دنیا در سرزمین یهود با اورشلیم به عنوان قلب آن برکت دهد و دشمنان خدا تمام هدفشان این است که این برکت را قطع کنند .
اسلام ؛نازیسم؛کمونیسم در خاورمیانه بر ضد قوم خدا هستند و خیلی بیشتر بر ضد سرزمین آنها هستند.
و از ابتدای خلقت، شیطان با خدا و قوم خدا و سرزمین خدا جنگ داشته و به روش های مختلف سعی در نابودی و آزار آنها داشته است.
اسلام و شبیه سازی او در مورد اورشلیم
حال شیطان شبیه سازی و جعلی سازی کرده است با دینی به اسم اسلام تا بتواند به شکل دیگری جنگ با خدا را ادامه دهد.
قومی به وجود آمده که ادعای سرزمین را دارد دقیقا با همان دلایل که یهودیان نسبت به سرزمین خود دارند.
شیطان نمیتواند چیزی را خلق کند بلکه آنرا کپی میکند. اسلام یک جعل بسیار حرفه ای است . و در خیلی از نکات شبیه به حقیقت است اما جعلی است.
خدای ابراهیم را میپرستند و میگوییند خدا از طریق اسماعیل به ما وعده داده نه از طریق اسحاق و یعقوب و عیسی و... .
اورشلیم را شهر مقدس میدانند ولی پایین تر از مکه و مدینه ولی همزمان ادعایش خیلی کامل و مطلق است .
مسلمانان معتقدند که محمد از مکه به اورشلیم آمد و و قاطرش را بست و در آن شب به معراج رفت و خود از سنگ پایه به آسمان رفت و هیچکدام از این اتفاقات نیز در قرآن نیامده است بلکه در سنت و احادیث موجود است.
نظرات
ارسال یک نظر